مدح و شهادت با امام حسن مجتبی علیهالسلام
شاعر : مرتضی جام آبادی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : غزل
آتـشی بر جگـر شعـلـهورش بود حسن شاهـد آتـشِ دل، چـشمِ تـرش بود حسن
داغ او را نه دوا بود به عالم، نه طبیب که فقط زهر، شفای جگرش بود حسن
مادر و کوچه و سیلی نرود از نظرش عمری آن منظره پیش نظرش بود حسن
فخر دارد که دو سرباز حسین است ازو زآنکه عبدالَله و قاسم پسرش بود حسن
دیدن صورت زیبای اباالفضل و حسین خوشتر از دیدن شمس و قمرش بود حسن
کام او تلخ شد از جرعۀ آلـوده به زهر آن شبِ تلخ که وقت سفـرش بود حسن
بر غم و محنت آن سوختهجان، سنگِ صبور خواهرش بود که نور بصرش بود حسن
قـاتـل مـادر خـود دیـدن و دم بر نزدن بدتر از زهر به کام و جگرش بود حسن
چه دوا بود بمیرم که یکی جرعۀ زهر آب بر آتـش داغ جـگـرش بـود حـسـن
گر چه بسیار رثا گفت غـریبانه "یتیم" ناظر مـرثـیه در هر اثـرش بود حـسن
|